به قلم عضو هیئت علمی دانشگاه میبد؛

مروری بر جایگاه شهید در قرآن

01 Mar 2025

کد خبر: 323289

تعداد بازدید : 82

مروری بر جایگاه شهید در قرآن

به گزارش نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه میبد؛ جبهه مقاومت در تاریخی ترین وداع خود ایستاده است، وداعی که همه مسلمانان را از جای جای سرزمین‌های اسلامی به سوی پایتخت لبنان روانه می‌کند؛ دلهایی پرالتهاب و چشمانی پراشک آورده‌اند که نه به دستور یا اجبار بلکه با قلب‌هایی مملو از عشق و وفاداری حضور خود را رقم می‌زنند این پاسخی است محکم به آنان‌که گمان می‌کنند می‌توانند جبهه مقاومت را زمین گیر کنند. به همین مناسبت گزارشی تهیه کردیم ازعلی محمد میرجلیلی عضو هیئت علمی دانشگاه میبد پیرامون مقام شهید از دیدگاه قرآن که با جایگاه ارزشمند این شهید والا مقام بیشتر آشنا شویم.

 این استاد دانشگاه در ابتدا سخنان خود را با این آیه آغاز می‌کند: قرآن کریم در سوره های مختلف در مورد مقام شهید و رزمندگان اسلامی در میدان جنگ سخن گفته است. آیه ذیل از سوره توبه نیز در همین موضوع است:

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ» (توبه/ 111-112)

خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريدارى كرده، كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد؛ در راه خدا پيكار مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند؛ اين وعده حقى است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده است و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اكنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى كه با خدا كرده‏ايد؛ و اين است آن پيروزى بزرگ! (ویژگی‌های این مؤمنان عبارت است از): توبه‏كنندگان، عبادت‌كاران، سپاسگويان، سياحت‌كنندگان، ركوع‌كنندگان، سجده‏آوران، آمران به معروف، نهى‌كنندگان از منكر و حافظان حدود (و مرزهاى) الهى، (مؤمنان حقيقى‏اند)؛ و بشارت ده به (اينچنين) مؤمنان!

در اين دو آيه مقام والاى مجاهدان با ايمان، با ذكر مثال جالبى، بيان شده است. در اين مثال خداوند خود را خريدار و مؤمنان را فروشنده معرفى كرده است.در هر معامله در حقيقت "پنج ركن اساسى" وجود دارد كه عبارتند از: خريدار، فروشنده، کالای مورد فروش، قيمت و سند معامله، خداوند در اين آيه به تمام اين اركان اشاره كرده است.

خداوند خودش را "خريدار" و مؤمنان را "فروشنده" و جانها و اموال مؤمنان را "کالا" و بهشت را بهای اين معامله قرار داده است.

از آنجا که در معامله باید کالا را به خریدار تحویل داد، قرآن کریم طرز پرداخت اين متاع را با تعبير لطيفى چنين بيان مى‏كند: " آنها در راه خدا پيكار مى‏كنند، و دشمنان حق را مى‏كشند و يا در اين راه كشته مى‏شوند و شربت شهادت را مى‏نوشند. به عبارتی، دست خدا در ميدان جهاد براى تحويل گرفتن اين متاع اعم از جان و يا اموالى كه در جهاد مصرف مى‏شود آماده است.

و به دنبال آن به "سندهای" معتبر و محكم اين معامله كه پنجمين ركن آن است اشاره كرده و مى‏فرمايد:" اين وعده حقى است بر عهده خداوند كه در سه كتاب آسمانى تورات، انجيل و قرآن آمده است".

البته با توجه به تعبير «في سبيل الله‏» به خوبى روشن مى‏شود كه خداوند خريدار جان‌ها و تلاش‌ها و كوشش‌ها و مجاهدت‌هایي است كه در راه او صورت مي‌گيرد يعنى در راه پياده كردن حق و عدالت و آزادى و نجات انسان‌ها از چنگال كفر و ظلم و فساد.

سپس براى تاكيد روى اين معامله بزرگ سؤالی را مطرح مى‏كند: " چه كسى وفادارتر به عهدش از خداوند است"؟ يعنى گرچه بهاى اين معامله فورا پرداخته نمى‏شود، اما خطرات نسيه را در بر ندارد! چرا كه خداوند به حكم قدرت و توانايى و بى‏نيازى از هر كس نسبت به عهد و پيمانش وفادارتر است، بنا بر اين هيچگونه جاى شك و ترديد در وفادارى او به عهدش و پرداختن بهای معامله باقى نمى‏ماند.

و از همه جالب‌تر اينكه پس از انجام مراسم اين معامله، همانگونه كه در ميان تجارت كنندگان معمول است، به طرف مقابل تبريك گفته و معامله را معامله پرسودى براى او مى‏خواهد و مى‏گويد:" بشارت باد بر شما به اين معامله‏اى كه انجام داديد: "فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به" و اين پيروزى و رستگارى بزرگى براى همه شما است" (و ذلك هو الفوز العظيم‏).

عجيب‌تر اينكه جهادى كه باعث سر بلندى خود انسان و پيروزى و افتخار هر قوم و ملتى است و ثمراتش سرانجام به خود آنها باز مى‏گردد، به عنوان پرداخت اين متاع شمرده است.

در آیه دوم مؤمنان را كه فروشند‏گان جان و مال به خدا هستند با 9 صفت بارز معرفى مى‏كند.

1-" آنها توبه كارانند" و دل و جان خود را به وسيله آب توبه از آلودگى گناه شستشو مى‏دهند (التائبون‏).

2-" آنها عبادت كارانند" و در پرتو راز و نياز با خدا و پرستش ذات پاك او خود سازى مى‏كنند". (العابدون‏)

3-" آنها در برابر نعمتهاى مادى و معنوى پروردگار سپاس مى‏گويند" (الحامدون‏).

4-" آنها از يك كانون عبادت و پرستش به كانون ديگرى رفت و آمد دارند" (السائحون‏). به عبارتی، برنامه‏هاى خودسازى آنان در پرتو عبادت، در محيط محدودى خلاصه نمى‏شود، و به افق خاصى تعلق ندارد، بلكه همه جا كانون عبوديت پروردگار و خودسازى و تربيت براى آنهاست، و هر كجا درسى در اين زمينه باشد طالب آن هستند.

5-" آنها كه در برابر عظمت خدا ركوع مى‏كنند" (الراكعون‏).

6-" آنها كه سر بر آستانش مى‏سايند و سجده مى‏آورند" (الساجدون‏).

7-" آنها كه مردم را به نيكی‌ها دعوت مى‏كنند" (الآمرون بالمعروف‏).

8-" آنها كه تنها به وظيفه دعوت به نيكى قناعت نمى‏كنند بلكه با هر گونه فساد و منكرى مى‏جنگند" (و الناهون عن المنكر).

9- و" آنها كه پس از اداى رسالت امر به معروف و نهى از منكر، به آخرين و مهمترين وظيفه اجتماعى خود يعنى حفظ حدود الهى و اجراى قوانين او و اقامه حق و عدالت قيام مى‏كنند" (و الحافظون لحدود الله‏).

پس از ذكر اين صفات نُه‏گانه، خداوند بار ديگر چنين مؤمنان راستين و تربيت يافتگان مكتب ايمان و عمل را تشويق مى‏كند، و به پيامبرش مى‏گويد" اين مؤمنان را بشارت ده" (و بشر المؤمنين‏).

قسمتى از اين صفات نه‏گانه (شش صفت اول) مربوط به جنبه‏هاى خودسازى و تربيتى افراد است، و قسمت ديگرى (دو صفت هفتم و هشتم) به وظائف حساس اجتماعى و پاكسازى محيط جامعه اشاره مى‏كند و آخرين صفت حكايت از مسئوليتهاى همگانى در مورد تشكيل حكومت صالح و شركت فعالانه در مسائل مثبت سياسى دارد.